یک بستر و دو رویا

 

یک بستر و دو رویا

 

سالهای میانی دهه شصت، کتابی وارد زندان اصفهان شده بود با عنوان «یک بستر و دو رویا» که فارغ از موضوع و محتوای آن که مربوط به اتفاقات و تحولات دوران جنگ سرد در جهان بود ولی تیتر و نام جالبش از آن زمان در ذهن من مانده است. این روزها وقتی روند رفتارها و موضعگیریهای خانم شیرین عبادی را می بینم و مرور میکنم نمیدانم چرا بعد از چهل سال، دوباره تیتر آن کتاب به ذهنم متبادر میشود.

اجازه بدهید باهم سفری کوتاه به گذشته ای نه چندان دور داشته باشیم. حدودآ سال 1997 بود که پروفسور موریس کاپیتورن گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران بود و از یک سفر نظارتی به ایران برگشته بود. البته من و همسرم مینا انتظاری معمولأ هر از چند گاهی برای دیدار او به دفتر کارش در ونکوور کانادا میرفتیم و او را در جریان وضعیت حقوق بشر و کیس های خاص از زندانیان سیاسی و همینطور خانواده مبارزین تیرباران شده قرار میدادیم و او هم با شناختی که از سوابق زندان و فعالیتهای روشنگر ما در تبعید داشت معمولآ از آن ملاقاتها استقبال میکرد. انسان شریف و منصفی بود.

در آن ملاقات خاص وقتی داشت در مورد سفرش به ایران صحبت میکرد و از جلوه های توریستی آنجا و اینکه با فلان مقام حکومتی و فلان آخوند قضائیه رژیم دیدار داشته و اینکه گویا او را به شمال شهر تهران و میدان تجریش برده بودند و آنجا دستفروشها را دیده بود که میوه تازه میفروختند و جوانانی که با آزادی در یک قهوه خانه قلیان میکشیدند... را با آب و تاب تعریف میکرد، در یک فرصت خاص با متانت و آرامی رشته کلامش را قطع کردم و از او پرسیدم راستی جناب کاپیتورن آیا توانستید از گورهای جمعی زندانیان سیاسی قتل عام شده هم دیداری داشته باشید؟ او که به نظر میرسید تا حدودی جاخورده باشد پس از کمی تامل با سر پاسخ منفی داد. دوباره با نگرانی پرسیدم آیا توانستید با هیچ یک از شخصیتهای سیاسی و روشنفکران مخالف حکومت و یا زندانیان آزاد شده و یا خانواده های اعدامیها در آنجا دیداری داشته باشید؟ این بار با تردید گفت: بله تعدادی را دیدم ولی فرصت نشد با بقیه افراد لیست دیدار داشته باشم.

بعد از کمی صحبتهای دیگر، او که متوجه دلسردی و ناخشنودی ما شده بود، برای نشان دادن یک کار مثبت در این ماموریت حساس حقوق بشری و سفرش به ایران، از توی کشوی میز کارش یک جزوه سیاه و سفید پرینت شده حدودآ بیست صفحه ای با سایز کاغذ A4 که از بالا منگنه شده بود را درآورد و گذاشت روی میز جلوی ما، با این توضیح که این یک نمونه از کارهای با ارزشی است که در زمینه حقوق بشر ایران در حال انجام است. با نگاهی به صفحه اول آن جزوه که جلد هم نداشت دریافتم که ظاهرآ یک کار تحقیقی در مورد «حق حضانت کودک توسط مادر در اسلام» میباشد. دکتر کاپیتورن خودش اضافه کرد که این مطلب مستند، کار یک حقوقدان بنام شیرین عبادی است... البته حالا دقیقآ بخاطر ندارم که آیا او گفت در ایران با این خانم دیدار هم داشته و یا فقط به او معرفی شده بود.

بعدآ وقتی از آن ملاقات برمیگشتیم مینا در مورد خانم عبادی از من پرسید که من در حد دانسته هایم در آن زمان توضیح دادم از آنجایی که تمام زنان حقوقدان و قاضی توسط آخوندها از کار برکنار شده اند این خانم عبادی تنها زن حقوقدانی است که هنوز در تهران و سیستم قضایی آنجا مشغول بکار است و بطور فردی و خانوادگی ارتباطات نزدیکی با نظام حاکم دارد و برایشان محرم است. 

طبعآ برای هر دوی ما این سوال قابل تامل وجود داشت که در میان این همه انسان مبارز و فداکار و روشنفکر و آزادیخواه در جامعه آن زمان ایران، و در هنگامه آن همه جانبازی و جانفشانی انسانهای فرهیخته و مدافع حقوق بشر که بعضآ نمونه و سمبل انسانی و انقلابی دوران خود بودند و در این مسیر از جانشان نیز گذشتند، چگونه است و از چه روست که محافل خاصی، سربزنگاه برای گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، فردی را که در زمینه فعالیتها و پویش های حقوق بشری و مبارزات سیاسی و اجتماعی آن دوران چندان مطرح هم نبوده معرفی و برجسته میکنند. آنوقت یک جزوه معمولی در مورد «حق سرپرستی کودک در اسلام» نیز که حداکثر معادل یک کورس دو واحدی برای یک دانشجوی سال اول کالج در یک کشور جهان سومی است تبدیل میشود به یک دستاورد ارزشمند حقوق بشری؟!

چند سال بعد خانم عبادی بعنوان برنده جایزه نوبل صلح معرفی شد و بقول خودش بعنوان اولین زن مسلمان ایرانی، آن هم در دوران گفتگوی تمدنهای خاتمی، پشت پودیوم سخنرانی مرکز نوبل در اسلو نروژ قرار گرفت. او در حالیکه صدها میلیون مخاطب بطور زنده ناظر و شاهد بودند، بجای بیان فجایع هولناک حقوق بشری در زندانهای ایران، رفت سراغ زندان گوانتاناموی امریکا... و این چنین ابعاد «ماورای بحار» این پروژه روشنتر شد!

از آن پس نیز خانم عبادی در حالیکه با این عنوان جدید جهانی «برنده نوبل صلح» واقعآ روئین تن و آسیب ناپذیر شده بود ولی باز هم در تقابل نظام حاکم و اپوزیسیون محکوم، عمدتآ جانب احتیاط و حفظ حاشیه امن خودش را در نظر میگرفت. قاعدتآ تضمین این حاشیه امن هم، در مراحلی شامل حمایت تمام قد از پروژه خانمانسوز اتمی رژیم و استکبار ستیزی ملاها میشد، و یا در خارج از کشور رفتن به سمت نایاک و لابی رژیم و محافل حامی ملاها و همزمان همراه شدن با جریان اصلاح طلبی و همنشینی با ظریف و نامه نگاری به روحانی بعنوان «رئیس جمهور منتخب» و بسیاری مواضع متغیر دیگر....

طبعآ نگاه و رویکرد دو سوی طیف سیاسی ایران یعنی حاکمیت پلید آخوندی و مخالفین برانداز رژیم اسلامی نسبت به خانم عبادی و انتظارات و خواسته های خاص هر دو طرف از ایشان، کاملآ متفاوت و متضاد بود ولی این وسط، مختصات ناپایدار و بشدت محافظه کارانه وی در طول زمان سپری شده، نشان میداد که موضعگیریهای او بیشتر تابع شرایط روز و گفتمان حاکم و البته مصالح مقطعی خودش میباشد. لازم به توضیح میدانم که مقصود اصلی از این نوشته، واکاوی گذشته پرحاشیه و سوال برانگیز ایشان نیست و طبعآ عملکردهای مثبت و موثر وی بخصوص در زمینه وکالت نیز قابل کتمان نیست. ولی من بعنوان یک زندانی سیاسی سابق،  دو سه نکته ضروری را لازم به توضیح میدانم.

شاید خیلیها ندانند که برادر همسر خانم شیرین عبادی یعنی مجاهد خلق محمد حسین توسلیان که او را فؤاد هم صدا میکردند، بعد از تحمل هفت سال زندان در قتل عام تابستان ۶۷ در زندان اوین سربدار شد و در قطعه ۹۴ بهشت زهرا غریبانه آرمیده است. ولی نکته  تامل برانگیز این است که ایشان بعنوان یک حقوقدان مدافع حقوق بشر و بعدآ برنده جایزه صلح نوبل، طی حدود ۲۵ سال که از قتل عام تابستان ۶۷ میگذشت حتی یکبار در رسانه های داخلی و خارجی به این جنایت رژیم در حق برادر کوچکتر همسرش اشاره نکرده بود، در حالیکه دهها و صدها رسانه و تریبون معتبر در اختیارش بود.

تازه بعد از اینکه این موضوع و ارتباط خانوادگی ایشان با این دلاور سربدار در زندان نگاریهای روی نت علنی میشود آنوقت ایشان هم در یک گفتگو با تلویزیون بی بی سی به این موضوع اشاره میکند. این در شرایطی بود که خانم عبادی اساسآ سال ۱۳۸۸ از کشور خارج شده بود و طبعآ زیر ضرب مستقیم رژیم هم نبود.

واقعا بیست و چند سال سکوت رسانه ای آن هم در رابطه با کیسی که مستقیمآ به خانواده وی و فاجعه ملی ۶۷ مربوط میشد! آیا برای یک فعال حقوق بشر و بخصوص برنده نوبل صلح میتوانست کیس حقوقی قویتر و مبرمتر از این موجود باشد؟ آیا این چیزی غیر از رعایت خطوط قرمز جمهوری اسلامی و طبعآ حفظ موقعیت نسبتآ امن خود و خانواده نبود؟ آیا اگر هویت سیاسی فؤاد توسلیان مجاهد خلق نبود باز هم ایشان ۲۵ سال از گفتنش پرهیز میکرد؟ حتی دریغ از یک عکس ساده از این جانفشان آزادی و مجاهد سربدار که لااقل میتوانست در اختیار جنبش دادخواهی قرار بگیرد.

چرا راه دور برویم، همین ایام پرتلاطم کنونی را بنگریم که چگونه بانوی نوبل صلح ما، در فضای غالب جنگ طلبی و تهدید تهاجم خارجی، از دونالد ترامپ درخواست دخالت و حمله نظامی میکرد. صرفنظر از دیدگاه شخصی هر کسی در مورد درست بودن و یا نادرست بودن این جنگ، سوالی که بی پاسخ میماند این است که چطور برنده نوبل «صلح» در جهان، مدافع «جنگ» خارجی در کشور خود میشود! البته ایشان پس از دو ماه به محض اینکه موج مخالفت علیه ادامه جنگ و نابودی زیرساختها در افکار عمومی بالا میگیرد مثل خیلی از موضعگیریهای قبلیش به سرعت خط عوض میکند و میگوید حالا که خامنه ای کشته شده دیگر جنگ مشروعیت ندارد! این در حالیست که خامنه ای همان روز اول جنگ کشته شده بود.

همین چند روز پیش بود که خانم عبادی در کمیته حقوق بشر پارلمان اروپا سخنرانی از پیش نوشته خودش را ایراد میکرد. او در این صحبت هفت دقیقه ای با بیان یک جمله کاملآ جانبدارانه به شکل یک گزاره ناقص و تحریف شده، قیام دلاورانه اقشار عظیم جامعه در دی ماه گذشته را که شامل گرایشات مختلف فکری و سیاسی و طبقاتی و ملیتی بود، با تردستی بنام رضا پهلوی مصادره کرد. در حالیکه در متن سخنرانی خود، نام هیچ کدام از زندانیان سیاسی اعدام شده در همان چند روز را ذکر نکرد و حتی از همکار سابق خودش خانم نرگس محمدی که او هم برنده جایزه صلح نوبل میباشد و هم اکنون در زندان و زیر فشار است هیچ نامی نبرد. همه ما بیاد داریم شیوه وحشیانه دستگیری خانم محمدی و زخمی شدنش را و اینکه بخصوص در ایام اخیر از وخامت حالش در زندان خبرهای نگران کننده بسیاری میرسد. واضح است در محیطی مثل پارلمان اروپا که قرار است توسط ایشان نام پهلوی برجسته بشود، نام بردن از یک زندانی سیاسی مجاهد محکوم به مرگ و یا خانم نرگس محمدی که از هر نظر، چه مبارزاتی و چه حقوق بشری و چه موقعیت بین المللی، جایگاه برتری نسبت به ایشان دارد، طبعآ خوشایند خانم عبادی و دربار پهلوی نیست.

مجموعه این رفتارها و رویدادها در کنار موضعگیریهای اخیر خانم عبادی در پیوستن به کمپ سلطنت، جریانی که بطور آشکاری وابسته به برخی دول بیگانه با مطامع استعماری هستند و در رابطه با سیاست داخلی و آینده ایران نیز متکی به یک نظام موروثی و خانوادگی میباشند - یعنی همان نظامی که قبلآ در همین میهن با یک انقلاب مردمی سرنگون و خاندانش متواری شده بودند - چنین مواضعی بسیار سوال برانگیز است. رویکردی که قطعآ بطور اجتناب ناپذیری سیگنالهای تخریبی و تفرقه برانگیزی را به جامعه ایران و طیف گسترده اپوزیسیون سرنگونی طلب آن منتقل کرده و میکند. بخصوص اینکه این جریان تازه سربرآورده حتی در شرایط کنونی و غربت نشینی هم، شیوه های بیسابقه فاشیستی را پیشه خود کرده است.

ولی ظاهرآ این واقعیات سرسخت و غیرقابل انکار چندان جایی برای دل نگرانی بانوی صلح و مدافع حقوق بشر ندارد و ایشان همچنان که حداقل دو دهه در بطن تاریک ترین دوران زندگی مردم ایران و نقض فاحش حقوق بشر، در زیر سایه حاکمیت ولایت فقیه، با حاشیه امنیت نسبی، بسیاری سیاهکاریها را میدید و دم فرو می بست احیانآ حالا هم در زیر سایه آلاچیق ملوکانه این گونه امور را در تضاد با مبانی صلح و آزادی و میهن دوستی و دموکراتیسم انقلابی و پرنسیبهای حقوق بشری نمی بینند.

 باید کمی تامل کرد تا در روند تحولات نه چندان دور آینده و عبور از طوفان تغییرات بنیادین سیاسی که در پیش است، درنگی کرد و آنگاه در شرایط آرامش بعد از طوفان، چرخش ها و مختصات نهایی خیلیها دیدنی تر و البته عبرت انگیز خواهد بود. زنده باد صلح و آزادی!

 

فرّخ حیدری

22 آوریل 2026

HeidariFarrokh@gmail.com
www.farrokh-heidari.blogspot.com

__________________________________________________________

پانویس:

۱- سخنرانی اخیر خانم عبادی در کمیته حقوق بشر پارلمان اروپا:

https://www.instagram.com/reels/DXJ1xFRgQH0/

 ۲- موضعگیری شیرین عبادی در رابطه با جنگ کنونی:

https://shorturl.at/BE25Q

۳- شیرین عبادی: تا زنده ام ایران را ترک نخواهم کرد:

https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=1731

۴- شيرين عبادي: ايراني‌ها تا آخرين قطره خون از كشورشان دفاع مي‌كنند:

https://news.gooya.com/politics/archives/046971.php

۵- سخنرانی خانم عبادی در دفتر نایاک در واشنگتن:

https://www.youtube.com/watch?v=5zIPCn6dDaU

۶- پیام سعید ماسوری از زندان قزلحصار به شیرین عبادی:

https://iran-spring.com/news/srkob/pyam-saayd-masory-az-zndan-kzlhsar-bh-shyryn-aabady

۷- مهندس جواد توسلیان همسر سابق خانم عبادی بود که چندین سال پیش از هم جدا شدند.






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر