نابود باد بنیاد بیداد!

نه عمامه سیاه، نه عمامه سفید - نابود باد بنیاد بیداد!


آیا واقعآ توهین و تحقیری بالاتر از این در حق یک ملت میتوان روا داشت که آنها را برای تعیین بالاترین مسئول اجرایی کشور، در موضع انتخاب بین دو جنایتکار و دو تبهکار نابکار قرار بدهند! دو آخوند بدنام و بدسابقه که تنها تفاوتشان آنست که یکی عمامه سیاه است و دیگری عمامه سفید! در حالیکه هر دو عملآ در هر شرارت و رذالت ضدملی و ضد مردمی، ۳۸ سال سیاه است دوشادوش و شانه به شانه هم، همراه با این «نظام بیداد» تا توانسته اند بر این کهن دیار تاخته اند و «همه با هم» خورده اند و برده اند و غارت کرده اند و خراب کرده اند و سوزانده اند و کشته اند ... و تازه هنوز هم منتظر اقامه حکومت جهانی موعودشان هستند!

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد!

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد!

امروز هاشمی رفسنجانی هم مُرد. یکی از ارکان رژیم «فاشیسم مذهبی» که بقول خودشان «استوانه نظام» و «شناسنامه» انقلاب اسلامی لقب گرفته بود. توله طلبه دینکار و دغلکاری که پنجاه و پنج سال پیش وقتی تازه عبابدوش شده بود هرگز حتی در رویاهای حوزوی خودش هم، چنین قدرت و شوکت و هیبت و هیمنه ای را در خواب هم نمیدید. «آیت الله» بی ریش و بی ریشه ای که بر سر سفره بادآورده حکومت، بسرعت تبدیل به «ملیجک» دربار ولایت فقیه و خمینی تبهکار شد و بعدها خودش با تردستی، «ولی فقیه» بعدی یعنی خامنه ای را هم قالب کرد...
 ادامه مطلب

شما جنایتکارید!

شما جنایتکارید!

در این جلسه خصوصی آقای منتظری در حالیکه از آن جنایت کاملآ مخفی جمهوری اسلامی در آن زمان، با عبارت هولناک «قتل عام» یاد میکند، ضمن اعتراض شدید نسبت به کشتار هزاران «زندانی و اسیر» که قبلآ مشمول حکم زندان شده اند، اعضای کمیسیون مرگ و شخص حسینعلی نیّری را به چالش میگیرد و میگوید وقتی احکام قضایی قبلی خودتان را نقض میکنید و زندانیان را بدون اینکه فعالیت تازه ای کرده باشند اعدام میکنید معنی اش این است که «ما گُه خوردیم، همه دستگاه قضایی مان غلط کرده»...

 ادامه مطلب

یوسف های گم گشته و هرگز بازنگشته!

یوسف های گم گشته و هرگز بازنگشته!

خانواده هایی که با تحمل رنج سالیان، در جلوی درِ زندانها و بیدادگاهها، بی تاب و بی قرار در آرزوی بازگشت «پرستوهای مهاجر» به خانه و کاشانه خویش بودند و در پی عزیزان دُردانه خود به هر دری میزدند...  چه بسا بسیاری شان چشم انتظار و دلسوخته سر بر بالین مرگ نهادند در حالیکه تا آخرین دم حیات با خود و خدای خود زمزمه میکردند:
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور – کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
و این حکایتی است از سرگذشت و سرنوشت تنی چند از یاران و همبندان دلاورم از خیل بندیان زندان اصفهان... آن یوسف های گم گشته و هرگز بازنگشته!

سید فخر طاهری

سید فخر طاهری
کاروان سالارِ شهدای شصت و هفت در زندان اصفهان
روزهای اول در آن شلوغی و تراکم جمعیت بند، چشمان مضطرب و مشتاقم در پی دیدن معدود چهره های آشنا و دوستانی پرپر میزد که از بیدادگاه مرگ "آخوند مظاهری" حاکم شرع وقت دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان، جان بدر برده بودند. با این وجود حضور یک فرد و یک چهره خاص در آن بند پر جنب و جوش بیشتر از همه برایم جلب توجه میکرد. گویا همه او را میشناختند و البته به لحاظ رفتاری و شخصیتی، موقعیت احترام برانگیزی در آن جمع ۲۰۰ نفره داشت. نام او "سید فخر طاهری" بود... و چقدر زود با هم دوست و برادر و صمیمی ترین رفیق شدیم...       
 ادامه مطلب
      

تانگوی اتمی اوباما با اونا!

تانگوی اتمی اوباما با اونا!

در قلمرو اقتصاد و در حیطه مناسبات و پیوندهای کنونی قدرتهای غربی و بخصوص در مواقع بروز بحرانهای کلان اقتصادی در جهان، مصطلح است که میگویند: اگر امریکا عطسه بکند اروپا تب میکند! حال در دنیای کنونی سیاست و در چهارچوب دیپلماسی «مماشات با ملایان» نیز باید گفت: اگر امریکا فقط چشمک بزند اروپا در پیش پای ملّاها غش میکند! 
          ادامه مطلب

نسل کُشی در سکوت

نسل کُشی در سکوت
مصاحبه تلویزیونی با فرخ حیدری

روایتی از درد و رنج هموطنان «بهایی» در زندان اصفهان طی سالهای سیاه دهه شصت و دوران حاکمیت خمینی تبهکار
بخشی از مجموعه مستند «نسل کُشی در سکوت» - پروژه تحقیقی از مستندساز تبعیدی شاپور دانشمند 

خانوادهِ رنج و رزم و آزادی

خانوادهِ رنج و رزم و آزادی

با شروع حاکمیت خمینی خونخوار و ظهور فاشیسم مذهبی در ایران، روزگار و سرنوشت خانواده زحمتکش و دلیر تُرکی نیز همانند هزاران هزار خانواده آزادیخواه دیگر دستخوش تلاطم و طوفانی از مصائب شد. در فضای سیاسی آشفته بعد از «بهمن ۵۷» و طی دو سه سال اول حاکمیت جمهوری اسلامی که جوّ جامعه به سرعت به سمت دو قطبی شدن پیش میرفت، فرزندان رشید این خانواده در صفوف نیروهای مترقی و آزادیخواه اپوزیسیون، رو در روی قطب استبداد و ارتجاع و دجالیت قرار گرفتند و همانطور که بسیاری گواه بودند و میدانند، حکایت آن روزگار و کارزار محوری آن دوران عمدتآ در همین تقابل و مصاف ناخدای «استبداد» با خدای «آزادی» رقم میخورد...      ادامه مطلب

بریده باد...!

بریده باد...!

در میان هیاهو و مظلوم نمایی های تبلیغاتی در مورد فاجعه کشتار مکه... بناگاه دو موضوع جدید هم وارد دستگاه گسترده تبلیغات رژیم شد. یکی نام حکومت عربستان سعودی به «رژیم حاکم بر حجاز» تغییر یافت و دیگر اینکه علاوه بر ضایعات جانی و مالی حجاج، «تعرض و تجاوز ناموسی» هم به آن افزوده شد...         ادامه مطلب

آندرانیک و رویای آبی عشق و آزادی

آندرانیک و رویای آبی عشق و آزادی

خودش میگفت: « پيوستن به‌ مقاومت و مبارزه عليه ستم، بزرگترين حركت هنری يك‌ هنرمند است...» و با همین دیدگاه بود که حدود بیست سال پیش در اوج کارهای هنریش، به سرسخت ترین دشمن ملاها یعنی مجاهدین خلق پیوست و سپس به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد.
موضعگیری شجاعانه ی که علاوه بر تهدیدات جدی امنیتی از طرف رژیم تروریستی جمهوری اسلامی، بهرحال در آن دوران برای بخشی از محافل هنری ساکن لس آنجلس، خط قرمز محسوب میشد...         ادامه مطلب

من اولین رئیس جمهور ایران خواهم شد!

 من اولین رئیس جمهور ایران خواهم شد!
 
ایران زمین، این کهن دیار، پس از پشت سرگذاشتن سده ها و هزاره های پر فراز و نشیب تاریخی، و در پی استقرار و انقراض صدها سلسله از سلاطین و شاهان و خلفا و زنجیره بی پایانی از حکومتهای موروثی - سرانجام پس از «سقوط ۷۹» در یک نابهنگام تاریخی - برای اولین بار شاهد پیدایش نظام حکومتی غریبی شد که نام «جمهوری اسلامی» بر خود نهاد ولی بسرعت به ظهور پدیده مهیبی بنام «فاشیسم مذهبی» انجامید....         ادامه مطلب

امام زمان در سلول مهدوی کنی!

امام زمان در سلول مهدوی کنی!
 
 
انتشار بخشی از خاطرات شفاهی «محمدرضا مهدوی کنی» با صدای خودش و البته بعد از مرگ طولانیش! زوایا و نمای دیگری از شخصیت پرحاشیه و ماهیت بندباز این آیت الله هفت خط را به نمایش میگذارد....
ادامه مطلب

برای کبوتر طوقی «باغ رضوان» اصفهان

پیامی برای کبوتر طوقی «باغ رضوان» اصفهان

برادرم غلامرضا، تو آخرین کبوتر طوقی هستی که این روزها غریبانه میهمان خاک باغ رضوان شدی. حتمآ میدانی که بخشی از آن گورستان،  آرامگاه و قرارگاه بچه های قتل عام شده تابستان شصت و هفت اصفهان است. همان شقایق های سینه سوخته و گلهای سرسبد نسلی که عاشق ترین زندگان زمانه خود بودند. صدها تن از آن جانهای شیفته که به حق «دلاوران زاینده رود» بودند، همانجا در کنار تو آرمیده اند...  

ادامه مطلب...

   

بیژن مجنون بچه سیچون - آخرین ساعات عمر

بیژن مجنون بچه سیچون - آخرین ساعات عمر

در آستانه شروع سال تحصیلی جدید، یاد همه پرچمداران آزادی و دانش پژوهانی که طی ۳۵ سال گذشته، رو در روی «فاشیسم مذهبی» و پدرخوانده «داعش شیعی» ایستادند و جانبازی کردند را گرامی میداریم. جانهای شیفته و انسانهای برنا و دانایی که جان و عزیزتر از جانشان را فدای آزادی مردم و میهن خود کردند.... و این حکایت جانفشانی دو همسلول و دو "هم نسل" من است. یک دانش آموز فدایی و یک دانشجوی مجاهد از نسل انقلاب.... 

ادامه مطلب...


موش‌ها و آدم‌ها در انفرادی

 
موش‌ها و آدم‌ها در انفرادی
 
در همان شب اول ورودم به سلول جدید، در نیمه های شب و موقع خواب، با شنیدن صدای مبهم و غریبی بیدار شدم. در همان حالتی که سرم زیر پتو بود و کاملآ کز کرده بودم برای چند ثانیه، بی حرکت ذهنم را متمرکز کردم تا بفهمم چه خبر است. یکباره صدای کِرِتُ کِرِت دنباله داری را در نزدیکی خودم شنیدم. لحظه ی مکث کردم و ناگهان متوجه شدم که چه فاجعه ایی در حال اتفاق است! با شتاب از زیر پتو درآمدم و نشستم و در همان حال...  ادامه مطلب...



براستی مرز بین دوستی و دشمنی کجاست؟



براستی مرز بین دوستی و دشمنی کجاست؟
نقدی بر «نامه سرگشاده» به مسعود رجوی
 کسی چه میداند، بقول بچه های زندان « شاید در کاسه عمر ما، لقمه ی از زندگی برای فردا باقی نمانده باشد!» بهرروی، این نقد من است از نامه سرگشاده تو. اتفاقآ شرایط مساعدی هم اصلآ نداشتم ولی نمیتوانستم در مقابل حرمت شکنی و داوریهای ناعادلانه نسبت به نسلی که به آن تعلق دارم، سکوت کنم. در واقع این نقد، بنوعی پاسخ و « دفاعیه» من است نسبت به «کیفرخواست» تو که خواسته یا ناخواسته یک نسل را متهم کردی.
 


نوروز همراه با یک زندانی محکوم به مرگ

نوروز همراه با یک زندانی محکوم به مرگ!
 
 
 
یک روز مانده به عید نوروز بود که برای اولین بار او را در سلولش دیدم. تک و تنها نشسته بود. وقتی پاسدار درِ سلول را پشت سرمان بست لبخندی زد و نیم خیز شد و خوشامد گفت. با همان سادگی و بی ادایی بچه های آن دوران، هردو در آن سلول تنگ بدون تکلف روبروی هم نشستیم و به دیوار تکیه دادیم... خودش را "مهرداد" معرفی کرد. جوانی خوشرو، لبخند به لب و مودب بود. در پاسخ به اولین سوال معمول هر زندانی، که علت دستگیری و جرمش را پرسیدم گفت: "مجاهدین" البته با یک لبخند شیطنت آمیز!... بدون اینکه منتظر سوال او بشوم گفتم: من هم همینطور...  ادامه مطلب...

 

زندان و زنان خبیث

زندان و زنان خبیث!
 
آخرین باری که بازجوی بی وجدان در آن نوبت بازپرسی بر سر آن دختر جوان زد، او با همان مظلومیت ولی این بار با لحنی اعتراضی گفت: «چرا من را اینقدر میزنید، من یک زنم!» و آنوقت آن یکی بازپرس که نقش ارشدتری هم داشت با لحن سرد و کینه خاصی گفت: «شما زنها همین جوری هم خبیث هستید چه برسد به اینکه منافق هم باشید!»
 
دو سه سالی بود که ما دوزخیان روی زمین، الطاف "دوران طلایی امام" را با جسم و جان خود و یاران عزیزمان، بطور مستقیم در زندان تجربه میکردیم و از هر توهین و تحقیر فیزیکی و روانی هم بی نصیب نبودیم و البته ذره ایی تردید یا توهّم نیز نسبت به ماهیت رژیم نداشتیم. با این حال انکار نمیکنم که شاید تا آن موقع هیچوقت شرایط بسا سختتر و ناعادلانه تر دختران و زنان دربند را در مقایسه با خودمان در بند مردان، حس و لمس نکرده بودم.   ادامه مطلب...

 

 

مگر "حضرت آیت الله" چه بدی در حق ما کرده؟

 
 
مگر "حضرت آیت الله" چه بدی در حق ما کرده!
 
هنوزم بخوبی به یاد میاورم که در دادگاه دوم، حجت الاسلام عبداللهی حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی، وقتی نگاهش به اعلامیه دست نویس تبلیغی روی پرونده ام افتاد که در پائین آن با حروف درشت شعار «مرگ بر خمینی» با دست خط من نقش بسته بود، با چشمانی دریده و قیافه ایی کاملآ حق بجانب و با لحن زنگ داری که بوی خون میداد رو به من کرد و پرسید: «مگر حضرت امام چه بدی و ظلمی در حق شما کرده که العیاذ بالله خواستار مرگ ایشان شدید!...»   ادامه مطلب...
 


مشایی، "کلک مرغابی" احمدی نژاد؟

 
مشایی، "کلک مرغابی" احمدی نژاد؟
فضای غالب سیاسی کنونی نشان دهنده پیچیدگی طرح فریب و مانورهای گمراه کننده تیم امنیتی احمدی نژاد است که چگونه و با چه حیله گری با ایجاد فضای اغتشاش ذهنی، همه نگاه ها را روی "رحیم مشایی" متمرکز کرده و در واقع با این "کلک مرغابی" همه تیرهای مخالفین و رقبایش را به سمت هدفی متحرک و غیر واقعی، منحرف کرده و به هدر میدهد... سوال مهم البته این است که کاندید اصلی تیم احمدی نژاد در این انتخابات چه کسی میتواند باشد؟
حدود دو ماه به "انتخابات" ریاست جمهوری اسلامی باقی مانده و محافل مختلف و متضاد سیاسی داخل و خارج از کشور بطور روزافزونی، به بحث و گمانه زنی در این باره میپردازند. البته طیف گسترده اپوزیسیون رژیم اسلامی در تبعید و حتی بخش بزرگی از فعالین سیاسی در میهن اسیرمان ایران، از دیرباز و بدرستی، انتخابات در جمهوری اسلامی را اساسآ "نمایشی" و فاقد مشروعیت اجتماعی و مغایر با معیارها و فرایندهای دمکراتیک دانسته و میدانند. بخصوص با در نظر گرفتن شیوه تعیین کاندیداهای مجاز برای ورود در این پروسه باصطلاح انتخابات - که طی سه دهه اخیر تمامآ افراد خودی، مطیع ولایت و کارگزار همین رژیم جور و جنایت بوده اند - هیچ تردیدی در نمایشی بودن رای گیری و هیچ و پوچ بودن رای و نظر جمهور مردم، نبوده و نیست.   ادامه مطلب...ـ

مصاحبه تلویزیونی فرخ حیدری با شهرام همایون

شکست سنگین ملایان و پیروزی بزرگ آزادیخواهان ایران


مصاحبه تلویزیونی  فرخ حیدری با شهرام همایون
 
 
https://youtu.be/YT4e8AV12gU

 

ماجراجویی و رجزخوانی ملاهای جنگ طلب



گفتگوی تلویزیونی فرخ حیدری و حسن داعی 

https://youtu.be/-xcrSML4WlE
 
 
 
 

زنجیرۀ بی پایان قتلهای سیاسی در ایران

نوستالژی نسل سوخته